خرید بک لینک
امروز یک چرتی دیدم درمورد بنرهای تبلیغاتی تهران صرفا بخاطر اینکه دخترم نمیتوانم جای کلمه چرت یک چیز دیگر بگویم تهران نمونه کامل یک پایتخت لجن گرفته جهان سومی است شهر لجن گرفته ای که برای کندن ازش باید درش غرق شد مسخره است نه؟ ذاتا چه چیزی مسخره نیست؟ همه چیز مسخره و حال بهم زن است اینکه یک نفر برود توی فرودگاه خودش را منفجر کند اینکه یک نفر رگبار بگیرد به گی ها اینکه نصف کشور زیر خاک دفن میشوند هیچ مسئولی به هیچ جایش نیست اینکه میشود دختر نوزاد را عقد کرد اینکه مردم هر شرو وری را میخوانند بدون تحقیق منتشرمیکنند اینکه من جانم برای یغما درمیرفت این

برچسب: نویسنده: بردیا کاظمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 17:32

امروز با عموجان درمورد علی قانع صحبت کردیم

همان اتش نشان دوست داشتنی که چند روز پیش وسط ماموریتش تبدیل به درخت شد

چه شرافتمندانه

فقط همین پیشوند+صفت توی ذهنم میچرخید

ادم حتی بخواهد درخت شود باید به شرافتمندانه ترین شکل ممکن بشود

یکجوری که اگر ازش پرسیدند چطور اینطور شد سینه سپر کند و بامنطق دهان هر پرسشگری راببندد نه اینکه از شرم نتواند سرش را بالا بیاورد

برچسب: نویسنده: بردیا کاظمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 17:32

از دست دادن که شوخی بردار نیست یک دفعه بایک زنگ تلفنِ ساعت 6 میبینی تمام شد بعد چند قطره اشک میریزی و فراموش میشود این از دست دادن وسط روزمرگی هایت میدانی تا کِی؟ تا یک روز گرم و تمام نشدنی یک روز کامل خاکستری و یک فیلم نادیده وسط دستبند درست کردن برای حسین یک صدا و بعد میدانی چه میشود؟ آوار خاطرات است که دفنت میکند یک صدا که هی توی هزارتوی ذهنت میپیچد و تمام عیدها و شیرینی ها و دالان ها و هشتی ها و تابستان ها و گرما و همه و همه جلوی چشمت جان میگیرند و این از دست رفتن تازه کوبیده میشود توی صورتت بی هوا فقط یک جفت دست زبر میخواهی با کمی رماتیسم مفصلی که

برچسب: نویسنده: بردیا کاظمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 17:32

صفحه بندی